تبلیغات
کلید بهشت - پست های بهمن 1386
سه شنبه 16 بهمن 1386

   نوشته شده توسط: وحیده    نوع مطلب :عمومی ،

          مرد شامی و امام حسین (ع)

(درباب اخلاق اسلامی در سلوك اجتماعی )

 

شخصی ازاهل شام،به قصدحج یامقصددیگربه مدینه آمد.چشمش به مردی

كه دركناری نشسته بودافتاد.توجهش جلب شد.پرسید : «این مردكیست؟»

گفته شد :« حسین بن علی بن ابیطالب است .» سوابق تبلیغاتی عجیبی

كه در روحش رسوخ كرده بود ، موجب شد كه دیگ خشمش به جوش آید و

قربة الی الله آنچه می تواند سبّ ودشنام نثارحسین بن علی بنماید.همین

كه هر چه خواست گفت و عقده دل خود را گشود  ، امام حسین بدون آنكه

خشم بگیرد و اظهار ناراحتی كند ، نگاهی پر از مهر و عطوفت به  او كرد  و

پس از آنكه چند آیه از قرآن ، مبنی بر خسن خلق و عفو اغماض قرائت كرد،

به او فرمود :« ما برای هر نوع خدمت و كمك به تو آماده ایم .»  آنگاه  از  او

پرسید :« آیا از اهل شامی ؟» جواب داد :« آری.» فرمود :« من با این خلق

و خوی سابقه دارم و سرچشمه آنرا می دانم .»پس از آن فرمود:«تودرشهر

ما غریبی ؛اگر احتیاجی داری حاضریم به توكمك دهیم،حاضریم درخانه خود

از تو پذیرایی كنیم ،حاضریم تو را بپوشانیم ،حاضریم به تو پول بدهیم .» مرد

شامی كه منتظر بودباعكس العمل شدیدی برخوردكندوهرگزگمان نمی كرد

با یك همچو گذشت واغماضی روبرو شود، چنان منقلب شدكه گفت:« آرزو

داشتم در ان وقت زمین شكافته می شد و  من  به  زمین فرو می رفتم  و

اینچنین نشناخته و نسنجیده گستاخی نمی كردم . تا آن ساعت،برای من

در همه روی زمین كسی از حسین و پدرش  مبغوض تر نبود و از آن ساعت

برعكس ،كسی نزد من از او و پدرش محبوبتر نیست .»

منبع : صد گفتار ( خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری – دفتر اول )